عاشقانه ها
عاشقت خواهم ماند بی آنكه بدانی دوستت خواهم داشت بی آن كه بر لب آرم در دل خواهم گفت بی هیچ سخنی گوش خواهم داد بی هیچ اندوهی در آغوشت خواهم گریست بی آن كه حس كنی در تو آب خواهم شد بی هیچ گرمایی كنار آشیانه ی تو آشیانه می كنم هیچوقت از دوست داشتن انصراف نده... حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده... عشق رو تجربه کن حتی اگر توش شکست بخوری .... اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشت رفت علاوه بر اینکه خاطره بجا میزاره می تونه یه تجربه هم بجا بزاره هفت تا کفن پوسوندم من فقط یه استخونم ببین چی کردی با این دل فکر کن فقط یه لحظه نذار دیگه بیشتر از این تنم تو گور بلرزه ازت یه خواهشی دارم زیر طابوتم و نگیر وقتی که رفتم زیر خاک قبر منو بقل نگیر حالا دیگه راحته راحتی هر کاری که میخوای بکن منو به کی فروختی مفت برو واسه همون بمیر فقط تا هفت روز سیاه تنت کن شبای جمعه یادی از ما کن عشقی که بردی باشه حلالت عمری که بردی باشه حرومت فقط بدون روز قیامت جلوی راه تو رو میگیرم تقاص این عمری که از دست رفته رو ازت میگیرم مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگیم خندیدی به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود و خیالم میگفت تا ابد مال تو بود تو برو برو تا راحت تر تکه های دلم را آرام سر هم بند زنم .
تو : تو مرا می فهمی من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی...! هرگز دستی رو نگیر وقتی قصد شکستن قلبش رو داری... عشق نيروي است در عاشق كه او را
به طرف معشوق مي كشاند
و دوست داشتن جاذبه اي است در دوست
كه دوست را به طرف دوست مي برد.........
عشق غذا خوردن يك حريص است......
دوست داشتن در سرزميني بيگانه
يافتني است...... عشق جنون چيزي
جر خرابي و پريشاني نيست ... اما
دوست داشتن در اوج معراج از سرحد
عقل فراتر مي رود به قله بلند افتخار اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تویی... اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی... اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم... اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم... اگه بگم ماه منی٬ هر نفس راه منی... اگه بگم بال منی٬ لحظه ی پرواز منی... میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال... میشی برام باغبون میوه های تشنه و کال... میشی برام ماه شبای بی سحر... میشی برام ستاره ی راه سفر... ولی بدون هر جا باشی یا نباشی... مال منی.... تو آهنگ لطیف خواب هستی شکوه نغمه های ناب هستی برای کوچه ی تاریک قلبم گل نیلوفر مهتاب هستی چه جوری بگم دوستت دارم
به خيالم كه تو دنيا واسه تو عزيزترينم آسمون ها زير پامه اگه با تو رو زمينم به خيالم كه تو با من يه هميشه آشنايي به خيالم كه تو با من ديكه از همه جدايي من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندوني اين ديگه يه التماس من مي خوام اينو بدوني من و تو چه بي كسيم وقتي تكيه مون به باد بد و خوب زندگي منو دست گريه داده اي عزيز هم قبيله با تو من يه سرزمينم تا به فرداي دوباره با تو هم قسم ترينم من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندوني اين ديگه يه التماس من ميخوام بياي بموني بد وخوبمون يكي دست تو، تو دست من بود خواهش هر نفسم با تو هم صدا شدن بود با تو هم قصه ي دردم هم صدا تر از هميشه دو تا هم خون قديمي از يه خاكيم و يه ريشه من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندوني اين ديگه يه التماس من مي خوام بياي بموني تو را در دل دل را در موقع تپیدن و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم من بهار را به خاطر شکوفه هایش زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیبایی اش را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم تو را در دل دل را در موقع تپیدن و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم من بهار را به خاطر شکوفه هایش زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیبایی اش را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یبار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته توخیالت ساعتها باهاش حرف بزنی واما وقتی دیدیش هیچ چیزی جزسلام نتونی بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت تو خودت آروم زیر لب بگی گل من باغچهء نو مبارک چقدر سخته یکی رو دوست داشته باشی؛ولی خودت رو لایقش ندونی تا بهش برسی. چقدر سخته تولد یکی رو هیچ وقت فراموش نکنی؛ولی گرفتن هدیه ای که لایقش هست رو پیدا نکنی تا بهش بگی که همه آدمها فراموش کار نیستند. چقدر سخته که ناخواسته ازکسی که دوستش داری جدا شی و اون موقع خواسته باشی که بهش بفهمونی که همیشه بر خاطرات غبار نمیشنه. چقدر سخته که خواسته باشی یکی دیگه فراموشت کنه؛ولی خودت نتونسته باشی که از یادش ببری. چقدر سخته که به کسی پیغامی بدی،واونهم جواب تو رو نده؛و تو هم نتونسته باشی حرفی بزنی،چونکه اون در جوابت میگه که"مگه خودت اینجوری نخواستی." چقدر سخته که اسمی رو که خیلی دوست داری،بشنوی؛ولی خودت رو به نشنیدن بزنی. چقدر سخته که تنها شماره تلفنی که تو ذهنت حک شده، داشته باشی؛ولی نتونسته باشی که با اون شماره تماس بگیری. چقدر سخته که کسی رو دوست داشته باشی؛ولی نتونسته باشی بهش بگی. چقدر سخته که تو اوج تنهائی بغض گلوت رو گرفته باشه؛ولی نخواهی که کسی از این موضوع خبردار شه. چقدر سخته که آینده ات رودر گرو رسیدن به کسی دونسته باشی؛ولی نتونسته باشی بهش برسی. چقدر سخته که آدمی رو حتی یه بار دل سیر ندیده باشی و فقط تو خواب ببینی و بعد هم بهش بگی که عاشقش شدی و اون هم خواسته باشه که حرفهات رو باور کنه



پیرهن سیاه تنت کن 

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

هرگز نگو برای همیشه وقتی می دونی جدا میشی...
هرگز نگو دوسش داری وقتی که بهش اهمیت نمیدی...
هرگز درباره احساست حرف نزن وقتی که واقعاً وجود نداره...
هرگز به چشماش نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری...
هرگز بهش سلام نکن وقتی می دونی خداحافظی در پیشه...
هرگز به کسی نگو تنها اونه وقتی تو ذهنت به دیگری فکر می کنی...
هرگز قلبی رو قفل نکن وقتی کلیدش رو نداری...
هرگز به این آسونی ها از دستش نده...
شاید هیچ وقت کسی رو پیدا نکنی که اینقدر دوست داشته باشه...





دوستت دارم تا ابد![]()



![]()


دیریست این چشم پر از اشک و پر از خون در انتظار توست
دیریست که این دست ها رو به نیاز است
دو گل سرخ و خشک در دست هایم چرا ؟
یک دنیا دل حرف نگفته دارم هزاران بغض در گلو
ای مسافر چه زود بار سفر را بستی و رفتی
تا آخرین نگاه تا آخرین اشک تا آخرین نفس
تا آخرین عشق و اما عشق باز هم عشق
انتظارت را خواهم کشید .
تا آخرین جانی که هست.






























